top of page

بحران سیاسی کنونی: ریشه های آن در سرمایه متمرکز که باعث قدرت سیاسی متمرکز شده

  • Writer: Mohamad Shaaf
    Mohamad Shaaf
  • Feb 16, 2020
  • 9 min read

Updated: Jan 30, 2021

ترجمه شده توسط گوگل به فارسی (کاملاً عالی نیست) 20 سپتامبر 2019

Current Political Crisis: Its Roots in Concentrated Capital Resulting Concentrated Political Power

توسط محمد شعف

این مقاله سعی دارد دلایل اصلی بحران در حال توسعه سیاسی و مشروطه در ایالات متحده را به عنوان اقتصاد حرکت کند به سمت تمرکز سرمایه و ثروت منعکس شده و ارگانیک با قدرت سیاسی متمرکز. این بحران شامل بی قانونی در سطح ملی و بین المللی است : نقض اولین اصلاحیه قانون اساسی ایالات متحده ، افزایش فرکانس تیراندازی های دسته جمعی ، افزایش جرم و حبس ، فساد ، نقض منشورهای سازمان ملل ، توافق نامه ها و حاکمیت دولت ، خاتمه تجارت و اسلحه معاهدات ، پایان دادن به توافق نامه ها و قراردادها ،جنگ های غیرقانونی ، مداخله در انتخابات خارجی ، نظارت و موارد دیگر.


فرآیند تمرکز سرمایه: پویایی اقتصاد جهانی طی 300 سال گذشته از یک سرمایه داری بسیار مترقی به سیستم سرطانی و مخرب فعلی در حال تحول است. این کار در هلند و انگلیس آغاز شددر طول قرن هفدهم و با گذشت زمان در سایر نقاط جهان گسترش یافت. این روند با شرکتهای کوچک و عمدتاً در حال رشد آغاز شد که با افزایش سرمایه آنها ، به واحدهای شرکتهای بزرگ تبدیل شدند. در ابتدا ، سرمایه داری به عنوان یک نظم اقتصادی و سیاسی جدید بسیار مترقی بود و از نظر تکنولوژی پیشرفت می کرد و برای بشر سودمند بود. با بزرگ شدن اندازه شرکت ها ، آنها به تدریج کارگران مزرعه فئودالی و برده هایی را که به سمت شهرها نقل مکان می کردند ، جذب کردند و آنها را به کارگران مزدی تبدیل کردند و سطح زندگی بالاتری را برای آنها فراهم کردند و آنها را از بهره برداران خود رهایی دادند: مالکان فئودالی و برده داران


با گذشت زمان ، شرکت های مدرن از طریق نیروی کار با تحصیلات بسیار پیشرفته و فن آوری ، مکانیزه کردن و سرمایه ای که می توان با استفاده از سرمایه گذاری در بورس سهام سنجید ، به توسعه ظرفیت عظیم خود ادامه دادند.که به صورت تصاعدی روند افزایشی داشته است. در نتیجه ، شرکت ها می توانند خیلی بیشتر از آنچه قادر به فروش در بازار هستند ، تولید کنند. کمبود تقاضا تا حدودی از طریق ترکیبی از تبلیغات ، اعتبار و وام ، رشد متخصصان طبقه متوسط ​​با حقوق بالاتر و با افزایش صادرات کاهش می یابد. در نتیجه ، کشورهایی که درگیر جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم (جنگ جهانی دوم) در درجه اول برای گسترش بازارها هستند. سقوط بورس اوراق بهادار در اکتبر 1929 ، اصلاح ناخواسته بود ، سرمایه اضافی را از بین برد و منجر به رکود بزرگ دهه 1930 شد. اقتصاد جهانی تا زمان آغاز جنگ جهانی دوم که خواستار تولید بیشتر جنگ بود نتوانست کاملاً از رکود بهبود یابد. در حالی که این دو جنگ ، میدان نبرد اروپا را دو بار نابود کرده بود ، اقتصاد آمریکا با سرعت بالاتری شکوفاتر شد.طرح مارشال . در پایان جنگ جهانی دوم ، اقتصاد آمریكا كه با تولید ناخالص داخلی اندازه گیری شد ، بزرگترین و مساوی با سایر نقاط جهان بود. مهمتر از همه ، دلار تعیین شد که از طلا حمایت می شود و رسماً به عنوان ارز ذخیره جهانی تعیین می شود


در همین حال ، در نتیجه سیاست های اقتصادی معاملات جدید ، از جمله نرخ بالای مالیات های فردی و شرکت های حاشیه ای بالای 90 درصد ، ایجاد سیستم تأمین اجتماعی و حداقل دستمزد ، رشد و شکوفایی آمریکا ادامه داشته است. این رشد در اواخر دهه 1960 شروع به کند شدن کرد. در سال 1971 ، به دلیل چاپ دلار بیش از طلای موجود در ذخیره طلای آمریکا ، حمایت طلا از دلار توسط رئیس جمهور نیکسون لغو شد. فوراً با افزایش شدید قیمت نفت ، مشخص شد که این ماده فقط به دلار فروخته می شودبنابراین ، تمام کشورهایی که برای نیازهای انرژی خود نیاز به خرید نفت دارند ، ملزم به خرید دلار برای پرداخت نفت بودند. به طور عملی ، طلا به عنوان پشتوانه دلار جایگزین نفت شد و به آمریکا اجازه داد بدون هیچ هزینه ای دلار آمریکا را چاپ کند ، در ازای واردات نفت و سایر کالاها و خدمات واقعی از سایر نقاط جهان. این هژمونی نفتی امروز نیز ادامه دارد ، اگرچه اخیراً برخی از کشورها مانند عراق ، لیبی و اخیراً ایران ، روسیه و چین در تلاشند ارزهای دیگر و یا طلا را برای دلار جایگزین کنند. دلایل مختلفی برای این اقدام وجود دارد ، از جمله اینکه خود را از تحریم ها و باج گیری های اقتصادی محافظت می کنند. لازم به ذکر است که تهدید پرواز دلار از نظر اقتصادی و سیاسی همچنان نگرانی بزرگی برای ایالات متحده محسوب می شود ، زیرا این امر مستلزم حذف بدون واردات هزینه ، سرمایه گذاری در خارج از کشور.


سرمایه مازاد همچنان به سمت دارایی ، بیمه ، املاک و مستغلات(FIRE) ، سرمایه تجاری ، سرمایه گذاری خارجی ، هنرهای زیبا ، عتیقه فروشی ، سهام ، اوراق قرضه و اخیراً به سمت دارایی های سوداگرانه و ساختگی از جمله صندوق های تامینی ادامه می یابد. سرمایه مازاد به سمت املاک و مستغلات نیز منتقل شده است ، در نتیجه قیمت ملک بالاتر و اجاره بالاتر ، باعث شده مسکن برای اقلیت کم درآمد ارزان تر شود. همچنین ، شرکت های بزرگ شرکت های کوچک خریداری کردند و باعث متمرکز شدن سرمایه شدند و منجر به تمرکز حتی بالاتر سرمایه می شوند. سرمایه مازاد به رشد خود ادامه می دهد. در حال حاضر ، ایالات متحده حدود 14 تریلیون دلار بدهی با بازده منفی دارد . بازده منفیبدهی به وضعیتی اطلاق می شود که وام دهندگان به جای اینکه وام گیرندگان سود وام دهندگان را بپردازند ، به وام گیرندگان توجه می کنند. بدهی با بازده منفی در سایر کشورها نیز وجود دارد که تأیید وجود مازاد سرمایه در ایالات متحده و جهان را نشان می دهد

.

به همین ترتیب ، سرمایه مازاد به دلیل سود بیشتر شرکتها به جای اهداف اعلام شده مانند دفاع ، امنیت ، صلح و دموکراسی ، به سمت تولید انواع سلاح پیش رفته است. تولید بیش از حد اسلحه موجب جنگ و درگیری های غیرقانونی ، ناعادلانه و غیرضروری می شود ، میلیون ها انسان بی گناه را به قتل می رساند تا همه در تلاش برای گسترش بازارها ، دستیابی به دسترسی و کنترل منابع طبیعی و حفظ دلار به عنوان ارز ذخیره باشد. علاوه بر این ، یک جنگ بسیار پرهزینه اسلحه آغاز شده است و خطر جنگ هسته ای و از بین بردن بشریت را بالا می برد. سرمایه مازاد ریشه بسیاری از مشکلات اجتماعی فعلی مانند تجارت قانونی و غیرقانونی مواد مخدر دارد که منجر به افزایش اعتیاد ، کودک و قاچاق انسان ، روسپیگری ، فروش اندام ، افزایش یقه سفید و جرایم دیگر ، حبس بیشتر ، و خصوصی سازی سیستم های زندان. سرمایه مازاد مجبور به خصوصی سازی و خرید دارایی ها و خدمات بخش عمومی از جمله منابع طبیعی مانند نفت ، سایر مواد معدنی و آب ، سیستم های زندان ، زیرساخت هایی مانند جاده های عوارض و همچنین آموزش عمومی برای کالایی کردن آنها و استخراج اجاره انحصار است. سرمایه مازاد نیز در حال پیش بینی حدس و گمان است که به طور بالقوه منجر به سقوط می شود و منجر به از دست رفتن سرمایه می شود و افسردگی مانند رکود بزرگ دهه 1930 یا رکود اقتصادی بزرگ سال 2008 به وجود می آید

.

سیاست به عنوان سایه سرمایه : پدران بنیانگذار ایالات متحده ، که ثروتمندترین سرمایه داران ، صاحبان زمین و برده بودند ، برای محافظت از ثروت و منافع خود ، یک طرح سیاسی جدید که در قانون اساسی در سال 1776 نوشته شده بود ، اختراع کردند. آن سیستم جدید پیشرفته ترین و مترقی ترین جهان است که هنوز دیده بود. با این حال ، از آنجا که تنها صاحبان املاک سفید می توانستند رأی دهند و به دفاتر سیاسی انتخاب شوند ، این یک دموکراسی واقعی نبود. بعداً ، این مدل ، که در ابتدا ریشه در ثروت و سرمایه داشت ، پیش رفت و به حق رأی دادن برای همه آنها ، چه صاحب آنها ، چه از جمله آنها ، و از جمله زنان و غیر سفیدپوستان ، اجازه داد . چندی بعد ، در کشورهای دیگر به اشکال مختلف تقلید شد.


در یک فرآیند مشابه ، سرمایه شرکت به عنوان یک تصویر سایه به هر سه شاخه و چندین سطح از دولت ، به صورت پولی و ارگانیک ، تکثیر و پیوند خورده است. اما امروزه به بیشتر تکامل یافته متمرکز و نهادینه قدرت سیاسی، با پشتیبانی مالی عظیم، از طریق ایجاد، گسترش، و غلظت یک تنوع از رسانه های جمعی و اجتماعی ، فکر می کنم مخازن ، سیستم آموزشی، و نهادهای مختلف معاف از مالیات مذهبی به نفوذ افکار عمومی در جهت کمک به منافع شرکت های غول آسا، به عنوان تایید افزایش تعداد و سطح درآمد از شرکت لابی گری، نهادها و مؤسسات دولتی بیشتر و بزرگتری که ایدئولوژی و منافع سود شرکت ها و فروش بازو را ترویج می کنند ، و سیاست هایی مانند کاهش مالیات از طرف عرضه که عمدتا باعث افزایش سرمایه مازاد می شود. این سیاست ها با استفاده از تمام روش های رشوه ، ارعاب و باج خواهی ، همانگونه که اخیراً توسط حماسه جفری اپستین فاش شده است ، به قیمت طبقه کارگر ، به حداکثر رساندن سرمایه به حداکثر حد خود رسیده است. به طور همزمان قدرت اقتصادی و سیاسی کارگران ، دستمزدهای واقعی ، درآمد و ثروت در کنار هزینه های بالاتر زندگی و بدهی ، تقسیم اجتماعی و سیاسی ، مراقبت های بهداشتی ناکافی و ناکافی و کاهش حمایت های اجتماعی در حال کاهش است. این نتایج در منعکس Widening درآمد و شکاف ثروت ، به عنوان مثال،افزایش نابرابری ، همانطور که از نظر تجربی تأیید شد و منجر به کندتر رشد اقتصادی شد.


پویایی اقتصاد متمرکز سیاسی به دلیل افزایش مصرف نفت ، تأثیر منفی بر روی انسان ، به منظور ادامه حرکت سواری آزاد دلار به عنوان ارز ذخیره ، منجر به تغییرات جهانی آب و هوا شده است ، همانگونه که دانشمندان همچون مایکل هادسون توضیح داده اند :

وی گفت: "کنترل نفت مدتهاست که هدف اصلی سیاست خارجی ایالات متحده بوده است. موافقت نامه های اقلیمی پاریس و هر برنامه سبز دیگر برای کاهش سرعت گرم شدن کره زمین ، هدف از تسلط بر بازارهای جهانی انرژی را با نگه داشتن اقتصادهای وابسته به نفت تحت کنترل ایالات متحده ، تهدید می کند. همچنین جلوگیری از تمایل ایالات متحده برای کمک به گرم شدن کره زمین ، قدرت اقتصادی و از این رو سیاسی صنعت نفت است. محصول آن نه تنها انرژی بلکه گرمایش جهانی ، همراه با آلودگی پلاستیک ».


برای این منظور ، ایالات متحده در حال ترویج مصرف بیشتر نفت در سراسر جهان بوده است ، در نتیجه افزایش تقاضا برای دلار برای خرید نفت ، این امکان را برای آمریکا فراهم کرده است که دلارهای بدون هزینه را برای هدف نهایی حاکم بر جهان از طریق سرمایه های شرکت های تحت مالکیت چاپ کنند. اقلیت کوچک، بر اساس دکترین از تسلط طیف کامل . نتایج افزایش مصرف روغن در سراسر جهان افزایش درجه حرارت جهانی ، ذوب شدن یخ ها ، افزایش تبخیر است که برای شرایط آب و هوایی شدید مانند باران های شدید و خشکسالی و انواع آلودگی ها با عوارض جانبی بهداشتی متنوع است.


علاوه بر این ، تریلیون ها دلار مداخله از سوی فدرال رزرو ، وزارت خزانه داری ، بانک های بزرگ و موسسات دیگر ، برای انتقال وجه نقد به سهام ، اوراق قرضه و سایر مناطق از زمان سقوط سال 2008 ، سیستم سیاسی را که تلاش زیادی برای آن دارد ، در معرض نمایش قرار می دهد. از سقوط بازار برای حمایت از سرمایه جلوگیری می کند ، و تأیید می کند که این "دموکراسی" ناامیدانه توسط عوامل سرمایه گذاری شرکت ها ، در اقلیت ، با هزینه اکثریت اداره می شود. با این حال ، از آنجا که این روند از نظر ریاضیاتی ناپایدار است ، منجر به یک کاهش واقعی دموکراسی می شود که با گذشت زمان بدتر می شود ، همانطور که پاول استریت اظهار داشت:

"ایالات متحده یک دموکراسی کارآمد نیست. این اصلاً دمکراسی نیست. نه اسلحه. نه در بیمه درمانی. نه در سیاست بهداشت روان. نه در مورد حقوق سازمانی اتحادیه. نه در مورد رفاه اجتماعی. نه در مالیات. نه بر دستمزد. روی آب و هوا نیست نه در بودجه مدرسه. نه در مورد "امنیت مرزی" و مهاجرت. نه بر روی عدالت کیفری. نه در هزینه "دفاع" (امپراتوری نظامی). نه در توزیع ثروت و درآمد. "


نتیجه گیری :

اقتصاد سیاسی متمرکز و نهادینه شده فعلی ، یک سیستم درهم تنیده ، حرکت آن با محوریت سرمایه است که فوراً نیاز به سازماندهی مجدد و بازسازی اساسی از طریق اصول و تحرکات محلی دارد تا در سطح ملی و حتی بین المللی گسترش یابد و نهادینه شود. حمایت تنها نامزدهای سیاسی و مقامات در تمام سطوح که خود را قبل از انتخابات متعهد به کاهش شدید متمرکز و نهادینه قدرت سیاسی، به سمت دموکراسی واقعیعاری از رشوه ، ارعاب ، باج خواهی و تساوی قدرت سیاسی به گونه ای که شهروندان عادی صدای میلیاردی برابر با میلیاردرها داشته باشند. بعلاوه ، باید قوانین ایالتی و کشوری تصویب شود كه مردم حق دارند اگر قبل از انتخابات عمل نكنند ، مانند قبل از انتخابات ، مقامات منتخب را بركنار یا اخراج كنند. کار و روند کار دشوار است اما قابل انجام است. ملی کردن بانک ها شکست خورده به جای طرح نجات و به قید وثیقه، قابل فهم، و حذف: این می تواند با شروع شهروندان متحده که اجازه می دهد تا شرکت ها برای دادن پول نامحدود" غیر مستقیم" به شرکت های بزرگ - با حمایت کمیته های اقدام سیاسی برای نامزدهای سیاسی.


مقالات بیشتر توسط: Mohamad Shaaf

محمد شعف، MBA ، دکترا ، یک استاد برجسته اقتصاد در دانشگاه اوکلاهما مرکزی ، یک پژوهشگر تجربی تجربی است و در مجلات حرفه ای و با استفاده از هوش مصنوعی ، برنامه نویسی پویا و مدل های اقتصاد سنجی ، انواع موضوعات اقتصادی را در مجلات منتشر کرده است.


Mohamad Shaaf, MBA, PhD, is an Emeritus Professor of Economics at the University of Central Oklahoma, an empirical research-analyst and has published on a variety of economic issues in professional journals, using Artificial Intelligence, Dynamic Programing, and Econometric Models.  His email is: drshaaf@gmail.com


 
 
 

Recent Posts

See All

Comments


©2019 by Mohamad Shaaf, PhD. Proudly created with Wix.com

bottom of page